
افکار منتجزیه تحلیل های فکری و خصوصیتمرکزنمی دونم چرا نمی تونم دوباره روی کارم تمرکز کنم و همین دوباره باعث کلافگی و دپرسی می شه... باید هر جور هست برم سر وقت یک کار مفید...
ادامه مطلب
افکار منتجزیه تحلیل های فکری و خصوصیحالتببین اون شخصیت و تمایلات نوعی حالت روانی است. یعنی به دلایل مختلف ممکنه بخواهی توی یک حالت روانی قرار بگیری... با این حال باز می تونی خودت رو مدیریت کنی... حالت روانی رو منکر نمی شی و اگر دست داد چرا که نه، اما این تناقضی با چیزهای دیگه نداره و می تونی به کارت برسیو شاید مهمترین حالت روانی هم آگاهی به حالات روانی مختلف اما مدیریت و یک نگاه فراتر است....
ادامه مطلب
افکار منتجزیه تحلیل های فکری و خصوصیپاسخ به نظرنظر کاربر در مورد پست قبلی:سلام.وقتی قائل باشیم به خالقیت خدا، اون وقت باید به یه دستوری از طرف او هم قائل باشیم، چون هر چیزی که تولید میشه حتما بروشور هم داره، به زبون ساده همین میشه دین. حالا اینکه دین دقیقا چه شکلی هست و آیا این دین هایی که میبینیم درست هستند یا دچار تحریف شده اند و یا اینکه همه اینهایی که دم از دین میزنند واقعا کارهاشون خداپسندانه هست یا نه، بحثش جداست... ولی خرافه با دین فرق دارهحالا ممکنه یکی اسم اون را دین نگه، یکی هم به خر...
ادامه مطلب
افکار منتجزیه تحلیل های فکری و خصوصیدست و دلدست و دلم به کاری نمی ره. دستم هماهنگ با دلم نیست. و این وضعیت زندگی در جامعه ای که حکومتش به دنبال ماجراجویی بوده و کلی وقت و زمان انسانها در بحران سپری می شه، فرداش قابل پیش بینی نیست... یعنی یک چرخه منفی. هر خسارت می تونست یک شهر و رروستا رو آباد کنه. صحبت ازز ملیاردها ضرر است به خاطر چی و کی... کی از ما پرسید که می خواهید چنین وضعییت و عاقبتی داشته باشید.......
ادامه مطلب
بازی برد و باخت داره و یک نوع تفریح است از دید کلی... نباید برد و باخت بازی خیلی بخواد روت اثر بگذاره... نباید خللی در روحیه و زندگیت بگذاره... باید زندگیت رو از این جور رویدادها جدا کنی... خیلی نتیجه اش مهم نباشه و بتونی راحت به زندگیت برگردی... نباید مودی باشی... باید بتونی معنای زندگیت رو فراتر از این چیزهای مقطعی و پرتلاطم که دست خودت هم نیست تعریف کنی... باید خوشحالیت به خاطر تلاشهای خودت باشه... بخوانید...
ادامه مطلب
به هر حال اشتباهات پیش میاد... نمونه اش همین بازی ایران قطر که با بی تجربگی باختند... بگذریم.... خدا کنه اشتباهات در همین حد امروز کوچک باشه..اما باز نیاز به روحیه داری... بخوای کار کنی برخورد داشته باشی با دیگران... مخصوصا که توی برخی مسائل عالی هستی... صاحب سبک و ذوق و هنر و مهارتی... از مهارت و تجربه و دانشت نگذر و به همین خاطر همواره روحیه داشته باش...فقط تعمیم ندهالان هم شاد و خوشحال و با روحیه باش... هر زمان که می شه با روحیه و مصمم باش... درست می شه... و با موفقیت خوب شادی کن... اما مودی هم نباش... آرامش در همه حال مهمترین چیزه بخوانید...
ادامه مطلب
من کارم خوبه و خیلی هم تجربه دارم... بله مغازه دار نبودم که کار روتین و تکراری داشته باشم حتی یک کارمند... در حال یادگیری بودم همواره... اما روی بعضی هاشون خیلی وقت گذاشتما... درسته تجربه الان من حاصل اون کارهاست... بلاخره فلسک هم فریمورکی بود...می خوام از تجارب یه بهره اقتصادی ببرم... ولی خوب فعلا باید این کار رو تموم کنم ... یعنی هر چی تجربه دارم بزارم روی اون کار...انشالله به وقتش از همه این تجارب استفاده بهینه ای بکنم... بخوانید...
ادامه مطلب
اضطراب وسواس میاره... برای رهایی از اضطراب باید منطقی و واقع بین باشی البته خوشبین هم باشی چون نمی شه خیلی هم چیزهایی رو پیشبینی کرد... ولی داشتن یک حس مثبت خوبه.. .اما برای داشتن این حس مثبت فقط به خودت تکیه کن ... از خرافات و وسواس بپرهیز... بدون که اینها تاثیری ندارند... خودت رو سرزنش نکن... حتی بگو خوب بود... بگو تلاشم رو کردم و واقعا هم تلاشت رو با در نظر گرفتن یک واقع بینی بکن... بخوانید...
ادامه مطلب
اگر بنا به زبان منطقی و جدی باشه که داریم می گیم آقای محترم داری زور می گید. این نظام نوعی نظام دیکتاتوری است... شایسته سالاری وجود نداره... برای چه؟ برای چه باید حق ملت خورده بشه؟ برای چی نباید دموکراسی و شایسته سالاری داشته باشیم؟اما وقتی زور می گن و جالبه که پشت دین و اعتقادات هم قایم می شن، خوب مردم چاره ای جز زدن این موضوعات و البته زیرسوال بردن صداقت و عقلانیت اینها ندارند... دیگه احمق فحش نیست یک توصیف است... دیگه خائن و جیره خور فحش نیست یک توصیف است... کی با دشمنش لاس می زنه... کی مقابل دشمنش داد نمی زنه.... چرا بریزه توی خودش حرف دلش رو؟آخه اینها آدمن... جانورهای دو پا.... اگر زور نمی گفتند و راضی به سهم خودشون بود کسی کارشون نداشت...اینجا دیگه جای چه می دونم کتابی و آدابی حرف زدن...
ادامه مطلب
روز خوبی بود. طبیعت زیبا و گلها و جوی و نهر ... لذتی بردم.. غذای خوبی هم بود... کم فکرتر از همیشه و اتفاقا راحت تر و ریلکستر... به چی فکر کنم به کی فکر کنم...روز به روز دارم می فهمم که همش همین حال است... حال... گاهی وقتها اینجاییم.. گاهی وقتها توی خونه... گاهی وقتها توی ماشین... گاهی وقتا این ور و اون ور... و همیشه داریم کاری می کنیم ... مسئله ای حل می کنیم... به چیزی فکر می کنیم... از طبیعت لذت می بریم ... کار کشاورزی می کنیم... می خوابیم می خوریم و فکر می کنیم... ولی همینه... همین حال است... حال... با پدر و مادریم... با دوستانی هستیم و دوباره سالها با اون دوستان نیستیم... با افراد دیگه هستیم... به خاطرات فکر می کنیم.. به آسمون نگاه می کنیم... به موسیقی گوش می کنیم... اما همش همین حال است....
ادامه مطلب
من شهرستان هستم و اینجا هم مثل بقیه جاها صدای ترقه میاد. اما از امروز حس می کنم قرار است اتفاقات مهمی بیافتد.... با شنیدن برخی اخبار از تهران و بقیه جاها این حس تقویت شد. امیدوارم مردم همه سالم و سلامت باشند ولی بتونند یک حضور خوب دوباره به نمایش بگذارند. بخوانید...
ادامه مطلب
ما در کشور و همین مردم آدم خوشفکر داریم که حرفهاش منطقی است و مشتی هم آدم عقده ای بدفکر و ضدعقل هم داریم. امور کشور هم بازتاب همین افکار است. اگر امور کشور دست گروه دوم باشه نباید انتظار کارهای عقلانی زیادی هم بود. پس وقتی در جامعه تفاوت فکر داریم در اداره کشور هم تفاوت اجرا داریم. باید این کم عقل ها را تربیت و آدم کرد و از اریکه قدرت هم کشوندشون پایین. خوشبختانه اکثریت مردم آگاه شدن و این تله دین هم باید برچیده بشه. + نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 12:1 توسط بینام | بخوانید...
ادامه مطلب
شاید یک نکته ای که از این برنامه یاد گرفتم این بود که متغیرهای وضعیت رو زیادی نکن... وضعیت ها رو به شکل ورود و خروج از توابع نگاه کن... چون داخل هر تابع که می ریم متغیرهای داخلی خودش رو داره...اشتبا...
ادامه مطلب
وقتی در مورد یک مطلب یا حوزه می خونی خیلی مهم هست که از کل به جزء جوانبش رو یاد بگیری... حوزش رو یاد بگیری... به همین خاطر نباید زیادی غرق جزییات بشی... خوندن جزیئات تا زمانی که متوجه کلیت ماجرا هستی ...
ادامه مطلب
آروم... ریلکس... یک سری کارها و یا شاید خیلی از کارها رو به خاطر خودت بکن.... بگو فکر می کنم به خاطر خودم، به خاطر حسم... قصد دارم که برم، خیلی آسونه... اونها کاری به من ندارند... بلکه من تنها دارم وظیفه ام رو انجام می دم... اونها حرفی ندارند که بزنند... بحث اونها نیست... این کاریه که خودم حس می کنم وظیفم هست... و دارم وظیفم رو انجام می دم... به خیلی از کارها با این دید نگاه کن و راحت و ریلکس و با تمرکز روی هدف خودت انجامشون بده......
ادامه مطلب
نکته آخر اون بحث هم این بود همینطور که خوشت نمیاد یکی سرخوشی اعصابت رو خرد کنه و یا حرف ناربطی بزنه... به خودت هم نپسند که بخوای با یک سری حرکات اعصاب کسی رو بی جهت خرد کنی.. بله دفاع می تونی بکنی و خودت رو آروم کنی با همون تکنیک برگردوندن شرایط به خود طرف ولی خوب بیشترش دیگه نه و سازنده هم نخواهد بود.......
ادامه مطلب
اولاً که هدف واقعاً امتحان, نیست و یادگیری است... اما اگر بخوای یک سری موارد رو برای امتحان, در نظر بگیری، این موارد قابل ذکر...در امتحان, چه اتفاقی می افته؟ شما با یک سری سوال روبرو می شید که باید اول ا...
ادامه مطلب
این دنیا خیلی بزرگ و زیباست... اگر دنیا رو زیبا و پیچیده و جالب و هیجان انگیز نگاه کنید، ... سر در آوردن از هر قسمتش می تون براتون جذاب باشه و این خودش یک هدف باشه... مثلاً توی هوش مصنوعی ما چگونه می ...
ادامه مطلب
خیلی هم حریص نباش، ایده آلیست هم نباش... سعی کن معنی بهتری برای زندگی پیدا کنی که وابسته به رقابتهای بی خود نباشه... هدف کسب دانش باشه، هدف مهارت و بینش باشه... به قول یارو هر روز چیز جدیدی یاد بگیری....
ادامه مطلب
یک نکته دیگه در یادگیری این هست که مثلاً قبلاً فرمولی یا راه حلی دیدی درست تو ذهنت نمیاد.. در جواب مسئله سعی می کنی هر چیز که یادت میاد رو بنویسی و جلو بری، بعد دوبار فرمول رو مرور کنی و ببینی کجاش اشتباه داشتی، کجاش رو کم و زیاد نوشتی... این خودش خیلی توی جواب دادن به سئوالات موثر هست...
ادامه مطلب