نظر کاربر در مورد پست قبلی:
سلام.
وقتی قائل باشیم به خالقیت خدا، اون وقت باید به یه دستوری از طرف او هم قائل باشیم، چون هر چیزی که تولید میشه حتما بروشور هم داره، به زبون ساده همین میشه دین. حالا اینکه دین دقیقا چه شکلی هست و آیا این دین هایی که میبینیم درست هستند یا دچار تحریف شده اند و یا اینکه همه اینهایی که دم از دین میزنند واقعا کارهاشون خداپسندانه هست یا نه، بحثش جداست... ولی خرافه با دین فرق داره
حالا ممکنه یکی اسم اون را دین نگه، یکی هم به خرافه بگه دین، کاری به اسم هم ندارم...
ولی شما که به نوشته هات میخوره آدم درستی باشی، اگه دقت یا مطالعه بیشتری کنی، میبینی هم کارای غربی ها کاملا بی نقص نیست و اتفاقا تو خیلی از راه هایی که خودشون رفتند، دوباره با کوله باری از تجربه به درستی حالت قبل از آزمون و خطا برگشتند،
و از اون طرف، دین هم اتفاقا زمانهایی خیلی باعث پیشرفت بوده... ساده ترین مثال هاش همین الکل و صنعت شیمی که در سایه مدارس علمی دینی کشف و به انجام رسید...
پاسخ:
اینکه دین باعث پیشرفت علمی شده جای سوال داره. کاشف الکل زکریای رازی بود که از نگاه دیگر مذهبیون یا علمای آن زمان بی دین حساب می شد و واقعا هم عقاید خاص خود را داشت و حتی در نبوت و اصول دین نقدهایی داشت. بهتره در این مورد مطالعه کنید. در هر صورت باید ارتباطش با دین مشخص بشه. عمده پیشرفت مسلمین در قرون ابتدایی و پس از گسترش قلمرو و آشنایی با علوم دیگر ممالک بود اما بعد از آن خود متحجرین دینی تحقیق و تفحص را حرام کردند و دین آسیب زا شد و جزم اندیشی جای اندیشه و تحقیق را گرفت.
دین ممکن است باعث نوعی همگرایی جمعی و ایجاد تعامل و کتابت شده باشد اما به نوعی هم افراد را در بند کرد. نمونه دیگر آن قرون وسطی در اروپا است. پس از این دوره، افراد سعی کردند مسیر علم و کشورداری و سیاست را از دین جدا کنند و این شد عامل رنسانس. بله ممکن است زیاده روی هایی شده باشد اما همچنان معتقدم غربی ها در پرسشگری و نگاه علمی و فلسفی و منطقی به قضایا پیشتر از ما بودده اند. اینجا بحث غرب و شرق نیست، بحث مسیر تحولات تاریخی و انسانی است. بحث انسان پرسشگر است. یعنی این نگاه پرسشگرایانه و منتقد است که مایه حرکت بوده و اگر دین بخواهد مانع آن شود نوعی تناقض و مانع ایجاد می شود.
اینکه دین را نتوانید از خرافه جدا کنید و فقط بگویید که باید دینی باشد اما توصیفش را نمی دانیم، کارساز نیست چون ما در مورد اثرات اجتماعی و اقتصادی پدیده ای صحبت می کنیم که خود را به نام دین می فروشد و باعث عواقبی در جوامع می شود و بحث انتزاعی نیست. بحث من هم خدا و دین و غیره نیست، بحث من در مورد پدیده و اثرات اجتماعی دین است و اگر فکر می کنید روش بهتری برای اجرای آن بوده پس باید پس از این همه مدت خود را نشان دهد مگر اینکه مشکلات فنی در خود این مبحث باشد که مانع رسیدن به این نوع نگاه و پیاده سازی می شود.
برچسب:
نویسنده: کسری دادخواه